زندي و بادامكي در ليست باشگاه الظفره
فوتبال– باشگاه الظفره امارات براي تقويت خطهافبك خود، دو گزينه ايراني را مدنظر دارد تا يكي از آنها را به خدمت بگيرد.
مسؤولان الظفره كه مدتي پيش با سياوش اكبرپور قرارداد يكسالهاي را امضا كردند، در حال حاضر قصد به خدمت گرفتن يك بازيكن ايراني ديگر را دارند و در اين ميان فريدون زندي و حسين بادامكي بين گزينههاي آنها قرار گرفتهاند. در اين ميان مسؤولان اين باشگاه بيشتر تمايل به جذب فريدون زندي دارند و بادامكي گزينه دوم آنهاست. الظفره مذاكرات ابتدايي را با زندي انجام داده ولي اين بازيكن هنوز جواب قطعي به اماراتيها نداده است. اگر مذاكره الظفره با زندي به نتيجه نرسيد، آنها باب مذاكره با حسين بادامكي را آغاز خواهند كرد.
مسؤولان الظفره براي جذب يكهافبك گلزن و هجومي و همچنين يك مهاجم، روي دو بازيكن برزيلي هم نظر دارند تا يكي از آنها را به خدمت بگيرند.
-----------------------------------------------
|
كارگردانى ضعيف تلويزيون در شرق آسيا
كيفيت نازل تصاوير ارسالى از شرق آسيا آنقدر واضح و مبرهن بود كه اعصاب طرفداران فوتبال در سراسر قاره پهناور را خرد كرد. در همين بازى ايران و كره، زمانى كه فريدون زندى پنالتى اول ايران را به سمت دروازه حريف شليك كرد، از تصوير نمى شد به اين نتيجه رسيد كه توپ گل شده يا نشده است. اگر صداى گزارشگر ايرانى روى «سيما» نبود، معلوم نبود چه اتفاقى افتاده است. بهتر است AFCچنين مسائلى را نيز در سپردن ميزبانى به كشورها لحاظ كند.
| |
|
|
|
تیم ملی فوتبال کشورمان در غیاب وحید هاشمیان و فریدون زندی ساعت 2:50 بامداد امروز از طریق فرودگاه مهرآباد وارد تهران شد.
به گزارش خبرنگار مهر، کاروان تیم ملی فوتبال کشورمان ساعت 23 شب گذشته به وقت مالزی (19 به وقت تهران) با پروازشماره 841 خطوط هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران شهر کوالالامپور مالزی را به مقصد تهران ترک کرد و ساعت 2:50 وارد فرودگاه مهرآباد شد.
وحید هاشمیان و فریدون زندی تنها بازیکنان غایب کاروان تیم ملی فوتبال کشورمان بودند که از مالزی مستقیما به آلمان سفر کردند.
همان طور که انتظار می رفت ناکامی تیم ملی فوتبال کشورمان در مسابقات جام ملت های آسیا باعث شده بود تا استقبال سردی از بازیکنان این تیم صورت پذیرد.
رضا افتخاری دبیر فدراسیون فوتبال به نمایندگی از فدراسیون فوتبال به استقبال تیم ملی آمده بود. تنها چهره آشنا دربین استقبال کنندگان سردار مشایخی رئیس بسیج ورزش کشور بود که در کنار افتخاری به بازیکنان تیم ملی خوشامد گفت.
کیومرث هاشمی سرپرست موقت فدراسیون فوتبال در این سفر تیم ملی را همراهی نمی کرد و طی روزهای آتی به کشور بازخواهد گشت.
پیش از ورود تیم به فرودگاه مهرآباد بازیکنان تیم ملی والیبال از سفر مجارستان به تهران بازگشتند.
------------------------------
بازگشت در سکوت
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: تیم ملی آرام رفت و آرامتر در دل نیمه شب و در میان سکوتی دلگیر به تهران بازگشت. در مهمانی سکوت ما انگار میزبان بودیم و لشگر شکست خورده فوتبال مهمان!
به گزارش خبرنگار مهر، سکوت، سکوت، سکوت و... اینجا انگار هیچ خبری نیست. سکوت محض است. سکوت البته از نوع ورزشی! هیاهو در خانه خوابیده و سکوت را به فرودگاه مهرآباد فرستاده بود تا ملی پوشان فوتبال را درآغوش گیرد. چه آغوش سردی!
انگارهمین دیروز بود. سه سال پیش درهمین روزها تیم ملی چه پرهیاهو آمد. فریاد شادی، سرود، جمعیت استقبال کننده. چه پدر و مادری داشت این پیروزی! حالا تیم ملی ایران مانده و یک شکست که معلوم نیست پدر و مادرش کیست!
میان سبک و سنگین کردن این حرفها وقتی به فرودگاه مهرآباد رسیدیم جمعیتی را جلوی درب خروج دیدیم. خوشحال شدیم و فکر کردیم مردم ناکامی فوتبال را فراموش کرده اند اما نه اشتباه فکر کرده بودیم. اینها ملی پوش بودند اما از انوع والیبالیستش! رفتن آنها یعنی دوباره سکوت ویک دنیا فکر برای ما که ای کاش دل به پنالتی نمی بستیم و... .
زمان تندتر از تراژدی پنالتی های ما در جام ملت های آسیا می گذرد. ماییم و چشمانی منتظر. هر چه چشم انداختیم چهره ای آشنا از فوتبالی ها ندیدیم. ساعت 2 و 30 دقیقه بامداد روز سه شنبه است. اینجا سالن ورودی فرودگاه مهرآباد است.
بیشترکه دقت کردیم افتخاری را دیدیم." آقای افتخاری هستند، نایب رئیس فدراسیون فوتبال". این را آقایی در گوش گروهبان جلوی درب ورودی به سالن انتظار فرودگاه مهرآباد گفت و این جواب را شنید: "کناربایستید صدایتان می کنم!"
افتخاری که رفت داخل کلی خوشحال شدیم. بالاخره یکی برای استقبال آمد. با کلی دردسر وارد می شویم . تا چشم کار می کند آدم منتظر. البته انتظار برای پرواز نه ملاقات لشگر شکست خورده !
جمع منتظران را که رد کردیم به داخل گیت رسیدیم. چه آرامشی!؟ دسته گل هم آورده بودند. یک، دو ، سه ، چهار و....آقا آمدند. این را یکی از کارمندان فدراسیون فوتبال نزدیک آقای افتخاری گفت. همین چند کلمه ما را از دسته گل شماری جدا کرد و رسیدیم جلوی در خروجی! راستی چند تا دسته گل بود؟! چرا همه این قدر آرامند؟! " آقا ببخشید این گل ها برای کیه؟" این را آقایی گفت که با " تی" داشت زمین را تمیز می کرد. او وقتی فهمید برای بازیکنان تیم ملی است، چشمانش برق زد و زیر لب گفت : " مگه هنر کردند؟!" . همین یک جمله را گفت و رفت.
مسافران پرواز 841 کوالالامپوربالاخره جلوی چشم ما ظاهرشدند. اول نکونام، بعد مهدوی کیا، رحمان رضایی و... قلعه نویی هم آمد. خندان. تلخ و شیرین لبخندش را ما نتوانتسیم معنی کنیم اما انگار تلخ بود مثل کام ما.
بازهم سه چهار نفری دوره اش کرده بودند. مصاحبه اش با خبرنگاران جالب بود. آنها انگار منتظر بودند بشنوند " کره اسیر ما بود" تا نگاهی معنی دار به هم بکنند. خواب از سرمان پرید آقای قلعه نویی اجازه مرخصی می دهید؟! ما دنبال مقصر می گردیم. " آقای تیموریان چرا پنالتی را شما نزدید؟"، " آقای رضایی شما چطور؟". یعنی شما آماده پنالتی زدن بودید؟ باید دنبال قلعه نویی می گشتیم. تا جواب این ابهام را از او بپرسیم. اما او نیست. نبی هم نیست. " آقا شما آقای نبی هستید؟" و...
... و صدای بلند زنگ ساعت. ساعت 7 صبح است. انگار هه این ها خواب بوده! یعنی ما فرصت غلبه بر کره را پیدا می کنیم یا این خواب تعبیرمی شود.
تیم ملی بازهم با یک ناکامی دیگر برگشت . سکوت فرودگاه همچنان ادامه دارد. همانطور که سکوت خیلی از مسئولان تیم ملی و فدراسیون فوتبال در مورد دلایل این شکست ادامه دارد. ما مانده ایم و اشک های مردمی که بغض هایشان را هم خورده اند اما نمی توانند جلوی سرازیر شدن اشک هایشان را بگیرند.
ملی پوشان با همراهانشان و اتومبیل های گران قیمت شان فرودگاه را ترک می کنند. آنها با سلام و صلوات رفتند و در سکوت و تنهایی برگشتند و ما بازهم منتظر سفری دیگر و بازگشتی دیگر خواهیم ماند. شاید چهار سال دیگر با همین روال و شاید ...